|
از آن همه دیروز عکس. شعر.مطالب وتحلیل سیاسی واجتماعی
|
تر کیه بازیگر جدید است که با چالش های مختلفی در درون جامعه خود مواجح است ،که چالش بین انتخاب دمکراسی وسکولاریسم (تفکر آتا تورک)وسنت گرایی ومحافظه کاری وخلافت نئو عثمان گرایی گرفتارند،و سیاست خارجی ترکیه ممکن است دچار مشکل شود. در ارتباط با ایران باید از تمامی ابزارهایی که دارد به خوبی استفاده ،در غیر این صورت فرصت های و موقعیتهای استراتژیک خود را در عرصه منطقه ای وبین المللی از دست داده وتاریخ مصرف بهینه آنها تمام می شود . زیرا تمام ابزارها قدرت ایران همگی بطور (بالقوه) هستند ،برای اینکه منجر به نتیجه شوند باید تبدیل به نقش شوند وتثبیت نقش ها یعنی هدایت بازی (برد-برد) وهمکار در سطح بین المللی ؛اگربازی ایران در سطح منطقه با توجه به مسئله هسته ای از موضع یکقدرت فرا منطقع ای به آن پرداخته شود در بسیاری از مسائل استراتژیک منطقه به مذاکره بگذارد وبا ستفاده از تئوری جدید توازن امنیت ،بتواند مسئله بحرانهای منطقه ای را به صورت امنیت کل واحد های خاورمیانه محسوب شود می توان از طریق مشارکت ترکیه ،از نفوذ قدرتهای فرا منطقه ای جلوگیری نماد و امنیت وبحران های خاورمیانه توسط خود کشورهای منطقه حل شود.واز این طریق بتواند بازی ونقش ترکیه کنترل نماید. با توجه به عوامل واگرایی وهمگرایی که در روابط بین دو کشور ایران وترکیه وجود دارد ،اما آنچه ایفای نقش میانجیگری ترکیه به نفع ایران نیست ،ترکیه ادعای قدرت جهانی داردودر حقیقت رقیب ایران است وایران می تواند بازیگر جهانی باشد. میان آمریکا ترکیه سعی دارد از این بازی پلی باشد برای ورود به ناتو ،زیرا این بازی استراتژیک می خواهد به غرب نشان دهد می تواند پل ارتباطی بین جهان اسلام وغرب باشد. [ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 18:37 ] [ آرمان ]
[ ]
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 8:50 ] [ آرمان ]
[ ]
مقصود از قدرت نرم چیست؟ قدرت، توانایی اثرگذاری بر دیگران برای به دست آوردن پیامد مطلوب است. شما میتوانید از سه راه اعمال قدرت کنید: از راه تهدید، از راه تطمیع، از راه جذب که دیگران را وادار میکند آنچه شما دوست دارید، دوست بدارند. اگر شما قادر باشید دیگران را به پذیرش خواسته خود وادارید، میتوانید بخش عظیمی از سیاست نامطلوب چماق و هویج را حذف کنید. لذا با در نظر گرفتن این مطلب، قدرت نرم چیزی نیست که منحصر به یک دولت خاص یا روابط بینالملل باشد. این مقوله در رفتار انسانها جاری است. یکی از راههای عملی شدن آن، این است که قدرت اغوا و گمراه سازی، جهانی است
برخی معتقدند که قدرت نرم را مختص آمریکا میدانند، به این دلیل که از قدرت نرم و جهانی بودن ایدههای آمریکایی سخن میگویند. اما دقیقاً عکس این است. آمریکاییها اگر از قدرت سختخو درست استفاده نکنند، ممکن است قدرت نرم خود را از دست بدهند. علاوه بر این قدرت نرم تنها در اختیار آمریکاییها نیست. این گفته ممکن است تکان دهنده باشد، اما در واقع معتقدم اسامه بن لادن که برای دستگیری او بسیار تلاش میشود، به میزان بسیار قابل توجهی از قدرت نرم برخوردار است. او آن افراد را مجبور نکرد که به برجهای دوقلو حمله کنند و چیزی هم به آنها نداد. او آنها را تنها با یک پیام مخرب، جذب کرد که به هر حال مثال خوبی برای جنگ نرم به حساب میآید. قدرت نرم آمریکایی نیست. تنها یکی دیگر از اشکال قدرت است هنگامی که سر و کار ما با قدرت نرم است، بر خلاف قدرت سخت، اینکه در فکر مخاطب هدف چه میگذرد، بسیار اهمیت مییابد. با قدرت سخت، اگر بخواهم پول شما را بدزدم، میتوانم شما را بکشم و فوراً پولتان را تصاحب کنم. آنچه که شما در موردش فکر میکنید هم هیچ اهمیتی ندارد. اما با قدرت نرم، اگر بخواهم پولتان را بدزدم، لازم است شما را متقاعد کنم که من یک معلم مذهبی هستم و اگر شما حساب بانکی خود را در اختیار من بگذارید دنیا را نجات خواهم داد. این جاست که آنچه شما در موردش فکر میکنید اهمیت مییابد. در نتیجه، قدرت نرم به مثابه رقصی است که نیاز به همراهی یک شریک دارد [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 16:19 ] [ آرمان ]
[ ]
دیشب تا نزدیکای سه بیدار موندیمو نود نگاه میکردم چون دو تا از عزیزان دل بودن فکر بد نکنین.منظورم نمایندگان بودن یکی موافق یکی مخالف انتقال تیم نفت تهران.می خواستم ببینم ذلایلشون چیه.
با خودم فکر میکردم آقای لطفی نماینده اراک چه دلایلی برای خودش داره فکر میکردم شاید دلایل عادل واصرار او بی مورده...... خلاصه با شروع برنامه با اون آیتم های که عادل برای خودش چیده بود یقین پیدا کردم این کارشون جز سیاسی کاری دلیل دیگه نداره با حرفای آقای لطفی یه آهی کشیدم ودیدم بابا اصلا به هیچ صراطی مستقیم نمیشه با خودم فکر کردم نماینده باید منطقی ومستدل صحبت کنه چرا که این همه کارشناس ونماینده مصاحبه مردم آقای لطفی از خودا خوهی جاه طلبی بیدار نمیکنه .............. یهو یادم اومد بابا انتخابات نزدیکه طرف تا حالا هیچ کاری برای حوزه انتخابیش هیچ کاری نکرده می خواد با این کار یه کم محبوب بشه وبه قولی دوست نداره سال دیگه از جمع پاستور نشینا دور بشه ........ آقای لطفی این چهار سال که برای مردم خودت هیچ کاری نکردی حداقل شهامت داشته باش وقید انتخابات مجلس بزن اگه اون مصاحبه رو شمارو به خودتون نیاورد توی اون دنیا باید جواب امسال قلعه نوعی هایی که به اون وضع افتادن فوتبال رو رها کرده مسافر کشی میکنن باید جواب بدین..... ---آقای لطفی شما هیچ حرفی برای گفتن نداشتین.....فقط می خواستین مردم مقابل هم قرار بدیناینکه میگین همه امکانات توی تهرانه می خواستم بگم کدوم امکانات هست؟ آیا آلودگی هوا وترافیکها انچنانی گرانیو وتورم شد امکانات................... چرا بعد از اتمام دوره نمایندگی تون به حوزه های خودتون بر نمیگردن تا برای شهر خودت منشا خدوات بشین؟ آقای لطفی شهامت داشته باشین بگین کارتون اشتباه بوده فکر نکنیین بکین چون هیات دولات تصمیم گرفته کار کارشناسی صورت گرفته خودتون میدونیم خیلی زا تصمیمات هیات دولت کارشناسی شده نیست...... که نمو نه زیاد داریم. آخر کلام اینه بابا دست از سر ورزش این مملکت بردارین راهای زیادی برای محبوب شدن هست به قول رضا مارمملک راه های زیادی برای رسیدن بخدا هست [ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 9:56 ] [ آرمان ]
[ ]
سلام
چند روزه درگیر خونه پیدا کردن هستم و هردر وهر بنگاهی سر میکشم.اصلا خبری نیست.نمی دونم چرا یه دفعه بیاد حرف های رئیس جمهور افتادمو وعده های که دادن تا سال نود همه صاحب خونه میشنِ با خودم یه نیشخندی میزنم میگم ای بابا :کدوم حرفش حرف بود اینکیم روش. آقای احمدی نژاد..... ما خونه نخواستیم .بابا یه کاری کن حداقل بتونیم اجاره کنیم خونه پیش کش. هر بنگاهی که رفتم خونیه ای که تا چن دقت پیش می تونستی رهن کنی با.................. تومن الان نمیتونی ۴۰ متریشو بگیری . کارمند مگه در سال چقدر میگیره که الان باید ۲۰ یا ۳۰ میلیون بزرا سر پول قبلی تا رهن کنه انصافتون شکر................... مارو شرمنده کردین خدا شرمندتون کنه..... گقتن قرداد خونورو دوسال می بندند کی گوشه میکنه گفتن امسال هیچ افزایشی نداریم اجاره ۳۰تا ۴۰ درصدی افزایش پیدا کرد واونوقت افزایش حقوق کارمندا ۸ تا ۱۰ درصد قراره افزایش
[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 13:31 ] [ آرمان ]
[ ]
ک تحلیلگر مسایل بین الملل میگوید که شکست دمکراتها در انتخابات میان دورهای میتواند به تندتر شدن سیاست خارجی اوباما به خصوص نسبت به ایران منجر شود. به گفته وی البته ایران نیز در این میان میتواند نقشی تعدیل کننده ایفا کند. داوود هرمیداس باوند درباره تاثیرات احتمالی شکست دمکراتها در انتخابات میان دورهای آمریکا بر رادیکال شدن سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران گفت: «جمهوریخواهان خواستار آن هستند که در عرصه سیاست خارجی از جمله در برخورد با ایران خط و مشیای سختتر اتخاذ شود. پیش از این نیز مک کین و دیگران در کنگره تلاش کردند که اعمال تحریمهای بیشتر و تحریم بنزین علیه ایران را به تصویب برسانند.» وی با بیان اینکه جمهوری خواهان حتی با تعیین ضرب الاجلی برای خروج از افعانستان نیز مخالف هستند، اظهار کرد: «بر همین اساس آنها میخواهند که با شدت عمل بیشتری در مورد ایران اقدام شود.» این استاد دانشگاه علت پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات میان دورهای را مسایل داخلی آمریکا دانست و عنوان کرد: «علت پیروزی جمهوری خواهان مسایل داخلی به خصوص اعتراض به مساله مالیاتها بود.» این کارشناس مسایل خارجی در پاسخ به این سوال که آیا نمایندگان جمهوریخواه کنگره و لابی یهودی خواهند توانست در سالهای آتی اوباما را به سمت اقدام سخت افزاری علیه ایران سوق دهند یا نه، گفت: «این موضوع بستگی به واکنش ایران دارد. ایران اگر بخواهد میتواند نقش تعدیل کنندهای داشته باشد که این موضوع برای اوباما هم خوشایندتر است.» وی افزود: «ولی اگر ایران نخواهد مواضعاش را تعدیل کند و همان خظ و مشی موجود را ادامه دهد، اوباما ناگزیر تحت فشار کنگرهای قرار خواهد گرفت که اکثریت مجلس نمایندگان آن دست جمهوری خواهان است و در سنا نیز موقعیت بهتری نسبت به گذشته دارند.» باوند همچنین شرایط فعلی را در عین حال فرصتی برای ایران خواند و تاکید کرد: «ایران میتواند در تعدیل وضع موجود، یعنی در اینکه دولت اوباما تحت فشار کنگره و سایر کانونهای داخلی آمریکا مجبور شود یک سیاست سخت افزاری اتخاذ کند، نقش داشته باشد. بنابراین چنین فضایی فرصتی برای ایران است تا بتواند مساله را تا حدودی حل و فصل کند.» این تحلیلگر مسایل بین الملل با بیان اینکه آمریکاییها پیش از آنکه اقدام نظامی در کار باشد از طرح این موضوع در عرصههای مختلف استفاده کردهاند، گفت: «آمریکاییها با مطرح کردن گزینه نظامی در درجه اول موفق شدند افکار بین المللی را برای چنین تصمیمی آماده سازند و در عین حال اگر واکنشی منفی نسبت به آن پدیدار شد، تصمیمات آینده را مجددا مورد ارزیابی قررا دهند.» وی اضافه کرد: «از سویی دیگر این تهدیدات با هدف بسیج کردن و آماده سازی افکار عمومی داخلی آمریکا انجام میگیرد. برای اینکه مردم آمریکا به دلیل تجارب تلخی که در عراق و افغانستان داشتهاند، منطقا تمایلی به ایجاد یک برخورد نظامی در منطقه ندارند.» باوند با اشاره به دو آمریکایی که به دلیل جاسوسی در مرز ایران باز داشت شدهاند، گفت: «آمریکا سعی میکند با تبلیغ درباره این دو آمریکایی و یا بعضا اظهارات تند برخی از مقامات ایرانی افکار داخلی آمریکا را آماده سازند.» به گفته وی همچنین طرح مساله اقدام نظامی سبب شده تا کشورهای منطقه بخصوص کشورهای عربی در صدد خرید سلاحها پیشرفته باشند که مجموعا حدود 130 مییلیارد دلار کویت، قطر، عربستان و امارات از آمریکا سلاح خریداری کردهاند که در واقع کمکی هم به مشکلات اقتصادی آمریکا شده است. باوند مطرح کردن احتمال اقدام نظامی علیه ایران را حاوی پیامی برای اسرائیل دانست و عنوان کرد: «پیام این مساله برای اسرائیل این است که اگر قرار باشد از برخورد سخت افزارنه علیه استفاده شود، هر زمان که آمریکا آن را تشخیص دهد انجام خواهد داد و بنابراین اسرائیل نباید خطا کرده و وارد جریانی شود که پیامدهای زیان باری دارد.» وی افزود: «پیام بعدی به اتحادیه اروپا است؛ به این معنی که اگر شما در رابطه با تحریمها همکاری نکنید، احتمال دارد آمریکا به جنگی متوسل شود که فرایند آن برای همه زیان بارتر است. بنابراین آمریکا موفق شد بدین طریق اروپا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا را با خود همراه کند.پیام آخر نیز هشدار به ایران است که فکر نکند اگر آمریکا در عراق و افغانستان زمین گیر است، اقدام نظامی نخواهد کرد.» [ دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ] [ 9:36 ] [ آرمان ]
[ ]
هدف اصلی استقرار سپر دفاعی موشکی در ترکیه ایران است. ترکیه نیز پس اخذ امتیازاتی از غرب خواهد پذیرفت که این سامانه در خاک آن کشور مستقر شود.
البته بعد از بازی کردن با ایران وگرفتن امتیازاتی از ایران دوباره به سمت ناتو متمایل می شود زیرا ترکیه خواهان بازیگری فعال در منطقه است واز طرفی با ایران در رقابت استراتژیک قرار دارند وبا ایفای نقش در منطقه می خواهد به عنوان بازیگری موثر در صحنه بین المللی ومنطقه ای که دارد ُ ومنافع بلند مدت خود را فدای ایران نخواهد کرد . ترکیه برای پیوستن به این سامانه داریا شروطی است:
در این چهار شرط سه مورد به نفع ترکیه است (پوشش دادن همه خاک ترکیه از سوی این طرح ودر نهایت این کشور پس از گرفتن امتیازات لازم از غرب تن خواهد داد که این سامانه در کشور آنها مستقر شود، در واقع تکرا داستان تاسف آوری که در رابطه با روسیه داشتیم متاسفانه در رابطه با ترکیه هم تکرار میشود، یعنی کشوری امتیازاتی از غرب میگیرد و حاضر میشود علیه ایران تصمیم گیری میکند وترکیه از این فرصت استفاده خواهد کرد واز منافع ملی ترکیه را فدای رابطه با ایران نمی کند. [ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 9:15 ] [ آرمان ]
[ ]
در یکی از شبهای هوا، سرد و برفی.. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد. در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش، نداشتههاش رو از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد... -آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم، کفشها را به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟
-نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! [ دوشنبه سوم آبان 1389 ] [ 11:15 ] [ آرمان ]
[ ]
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند. یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟» برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.» سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم. نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.» هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود. کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟» در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم. تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!! بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدم؟!! [ شنبه یکم آبان 1389 ] [ 9:48 ] [ آرمان ]
[ ]
اشتباه فرشتگان
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود. پس از اندك زماني دادِ شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!
-از روزي كه اين آدم به جهنم آمده، مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است.
سخن درويش اين چنين بود: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي، شيطان تو را به بهشت باز گرداند [ سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ] [ 11:31 ] [ آرمان ]
[ ]
چکیده : یک تحلیلگر مسایل بین الملل اظهارات احمدینژاد درباره 11 سپتامبر را با منافع ملی ایران نا داوود هرمیداس باوند گفت: اظهار نظرهای احمدینژاد درباره ۱۱ سپتامبر با منافع ملی ایران سازگار نبود. به ما ارتباطی ندارد که چه کسی ۱۱ سپتامبر را آفرید به گزارش فرارو این استاد دانشگاه در خصوص سفر احمدی نژاد به نیویورک و اظهارات او در مجمع عمومی سازمان ملل خاطر نشان کرد: ایران بیش از همه از حادثه ۱۱ سپتامبر منتفع شد. چون یکی از نتایج ۱۱ سپتامبر سرکوب طالبان و القاعده بود و باعث شد ایران که در افغانستان خلع جایگاه شده بود دوباره به فضای افغانستان بازگردد.باوند ادامه داد: ز دیگر نتایج این حادثه که به نفع ایران بود سرنگونی رژیم صدام است. اکنون ایران در عراق صاحب نفوذ شده است. در ضمن روند ۱۱ سپتامبر سبب شد که ارزشهای در حال گسترش سلفی گری مهار شود این کارشناس مسایل خارجی درباره بازتاب سخنان رئیس جمهور در سازمان ملل اظهار کرد: بازتاب عمده این اظهارات در میان افکار عمومی آمریکا و کنگره این کشور نمایان خواهد شد و گنگره موضع شدیدتری در قبال ایران در پیش خواهد گرفت.این استاد دانشگاه درباره درخواست تعدادی از نمایندگان کنگره از اوباما برای اقدام فوری علیه ایران گفت:اوباما واکنش فوری از خود نشان نمیدهد ولی این اظهارات در بلند مدت تاثیرگذار خود را خواهد گذاشت باوند همچنین درباره انجام مذاکرات ۵+۱ با ایران گفت که رسیدگی به مسئله هستهای ایران به درخواست شورای امنیت انجام میگیرد و مذاکرات دیر یا زود باید صورت پذیرد وی با بیان اینکه اظهارات احمدینژاد درباره ۱۱ سپتامبر حاکی از یک موضع عدم آمادگی برای حل مسایل تبیین خواهد شد، گفت: هرچند که ماهیت مسئله هستهای دارای اولویت ویژهای است ولی بی تردید این اظهارات تا حدودی فضای مذاکرات را تیره میکند این تحلیلگر مسایل بین الملل با اشاره به نقش هیلاری کلینتون در پرونده هستهای ایران بیان کرد: آقای اوباما پیگیری پرونده هسته ای ایران را به خانم کلینتون تفویض کرده است. با توجه به مواضعی که اوباما در آغاز ریاست جمهوریاش اتخاذ کرده شاید چندان مایل نباشد که تصمیماتی خیلی شدیدی علیه ایران گرفته شود وی در توضیح بیشتر این مسئله افزود: معنای این تفویض این است که اگر در پرتو نظرات کنگره، خط و مشی شدیدی علیه ایران اتخاذ شود، بدین وسیله اوباما خود را از این خط و مشی برکنار میکند [ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ] [ 12:37 ] [ آرمان ]
[ ]
مقدمه:
پيشينه روابط ايران و روسيه به چند قرن قبل مي رسد. به طور مشخص در دوران تزارها كه همزمان با حكومت قاجار در ايران بود، دو كشور چندين بار با هم جنگيدند كه اكثراٌ اين نبردها به نفع روسيه تمام شد و در نتيجه اين كشور تسلط چشمگيري در امور داخلي ايران به دست آورد كه تا سالهاي پهلوي اول نيز ادامه يافت. با تشكيل اتحاد شوروي،وتثبيت قدرت آن با جنگ سردي كه ايران نقطه آغازين آن بود، ايران كه اسب ترواي آمريكا در همسايگي "خرس "[1] بود با بر عهده گرفتن نقش ژاندارم منطقه در تقابل مستقيم با كشور شوراها قرار گرفت. اما نه شاه ايران بر پايه تنفر بيمارگونه اي كه از مرام اشتراكي داشت، با شوروي رابطه بر قرار كرد و نه شوروي آنچنان كه بهار پراگ را بر هم ريخت، به حزب برادر در ايران (حزب توده) توجه داشت. در واقع هر دو كشور در رابطه با يكديگر ملاحظات ايدئولوژيك را ناديده انگاشتند.[2] اما در دهه هاي پاياني سده بيستم (سده اي كه به قول كائوتسكي "كسي كه مي خواست خوشبخت باشد نمي بايست در آن به دنيا مي آمد ") حوادثي رخ داد كه جهان سده بيست و يكم را در مسير ديگري قرار داد. در 1979 انقلاب اسلامي ايران به حكومت 2500 ساله شاهنشاهي خاتمه داد ده سال بعد از آن نيز فرو ريختن ديوار برلين به حكومت 75 ساله كمونيسم خاتمه داد و فدراسيون روسيه تولد يافت. جمهوري اسلامي ايران با استراتژي "نه شرقي " "نه غربي " در راستاي قاعده "نفي سبيل " سعي در دستيابي به استقلال در سياست داخلي و خارجي داشت. اما قرار گرفتن در "قلب عالم يعني كانون منازعات،كه همواره مورد توجه قدرتهاي بزرگ بوده است، جنگ تحميلي و مشكلات اقتصادي باعث شد كه جهت گيري ايران بيشتر ضد غربي باشد در اين بين فشارهاي قدرت هژمون (امريكا) كه تهديدي امنيتي براي ايران محسوب ميشود بيشترين نقش را در گرايش ايران به روسيه داشته است. از طرفي روسيه دوران يلتسين كه از مشكلات اقتصادي رنج ميبرد و به غرب گرايش داشت جاي خود را به روسيه پوتين داد كه در صدد احياي قدرت روسيه است. پوتين همكنون هم بيشترين نقش را در عرصه سياست داخلي و خارجي روسيه دارد. حضور پررنگ امريكا پس از 11 سپتامبر در منطقه و سياست هاي يكجانبه گرايانه آن، حمله روسيه به گرجستان و پيشروي ناتو به سمت شرق بر نگرانيهاي روسيه مي افزايد. اكنون ايران و روسيه بيش از منافع مشترك دشمن مشترك دارند. آيا روسيه به همراه ايران، چين، كوبا........ در صدد به راه انداختن جنگ سرد جديدي است؟ واژگان كليدي : سياست خارجي، نظام بين الملل، نئورئاليسم بخش اول : چهارچوب نظری
تحليل رفتارها و روابط متقابل دولتها بعنوان واحدهاي تشكيل دهنده نظام بين اللمل دغدغه اصلي نظريه ها و رويكردهاي بين اللملل بوده است. در واقع نظريهاي روابط بين اللملل در پي يافتن چرايي رفتار دولتها ميباشد و بنظر مي رسد بهره گيري از چارچوب تحليلي براي رهايي از كلي گوي و ابهام گويي اجتناب ناپذير ميباشد. پژوهشگران روابط بين الملل در پژوهشهاي خود ممكن است براي يكي از پارامترها بعنوان متغيير اصلي، نقش محوري قائل شوند. بسته به اينكه كدام يك از پارامتر ها را محور اصلي قرار دهيم، نحوه تحليل پديده هاي سياسي و نتيجه گيري حاصل از آن متفاوت خواهد بود. در نوشته حاضر سطح تحليل كلان با تاكيد بر ساختار نظام بين الملل و با رويكرد رئاليسم ساختاري (نئورئاليسم) مورد استفاده قرار گرفته است. موج اول تئوري هاي روابط بين الملل آموزه هاي آرمانگرايانه بودند كه در پي جنگ جهاني اول و به نوعي خستگي جهان از جنگ، براي دستيابي و نهادينه كردن صلح صورت گرفت. بنيان فكري آرمانگرايان به ايمانول كانت فيلسوف سياسي قرن 18 بر ميگردد. در واقع ايده اليسم شكل افراطي ليبراليسم است(3). ايده آليستها به پيشرفت و تحول در روابط بين الملل وجايگزيني منافع بين المللي به جاي منافع ملي باور دارند، بر حقوق بين الملل، اخلاق و سازمانهاي بين المللي و همكاري هاي بين المللي تاكيد دارند و در اساس ديد مثبتي نسبت به سرشت انسان دارند. در مقابل رئاليستها كه ريشه هاي فكريشان به فيلسوفاني چون هابز و ماكياولي ميرسد، ديدگاه بدبينانه اي نسبت به سرشت انسان دارند. آنها بر تنازع، تلاش براي كسب قدرت بيشتر و منافع بيشتر تاكيد دارند قدرت در اين رويكرد في نقسه و به خودي خود ارزش تلقي ميشود. اين ديدگاه همچنين بر ماهيت آنارشيك نظام بين الملل تاكيد دارد و آن را فاقد اقدار مركزي ميدانند به همين خاطر بين سياست در عرصه داخلي و سياست در عرصه نظام بين الملل تفكيك قائل ميشوند. از ديد رئاليستها دولتها هنوز هم بازيگران اصلي صحنه سياست بين الملل هستند و براي حفظ صلح موازنه قوا را در نظام بين الملل را لازم ميشمارند. مسئله امنيت، محور اصلي رويكرد رئاليستي محسوب آنها در حوزه امنيت به مسائلي چون بقا، خود اتكايي به منظور دست يابي به امنيت و امنيت بر محور نظامي ميپردازند[4] اصولاٌ رئاليستا برخلاف ليبرالها كه در پي صلح هستند، امنيت را در نبود تهديد ميدانند. هانس جي مودگنتا را ميتوان نظريه پرداز اصلي رويكرد رئاليستي به شمارآورد. در اوايل دهه 80 رويكرد رئاليستي وارد برهه اي جديد از حيات خود شد. كنت والتز در 1979 رئاليسم ساختاري(نئورئاليسم) را ارائه داد. گرچه رئاليسم نيز با تاكيد بر اجتناب ناپذير بودن جنگ و موقتي بودن صلح و همكاري به علت سرشت بشر به نوعي تعيين گرايي و ساختارگرايي معتقد است اما والتز معتقد است كه سوءظن و نا امني در سياست بين الملل از طبيعت انسان نشاًت نمي گيرد بلكه عموماً به نظام فاقد اقتدار مركزي مربوط ميشود. بر اين اساس تعارض ميتواند حتي در شريطي كه بازيگران سوء نيتي نيز نسبت به يكديگر نداشته باشند، ظهور پيدا كند[5] همچنين والتز معتقد است كه تئوري او سيستماتيك است چون ماهيتي مستقل براي ساختار نظام بين الملل قائل است. والتز تاثير گذار نهايي را ساختار نظام بين الملل ميداند و تئوريهاي ديگر را همچون رويكردهاي اقتصادي نظريات امپرياليسم را كه اقتصاد را زير بنا ميدانند و رئاليستهاي سنتي را كه صرفاً برفرد و طبيعت او تاكيد داراند را تقليلگرا ميخواند0 نئورئاليسم با تاكيد بر ساختار آنارشيك نظام بين الملل معتقد است كه ساختار نظام نوع و قواعد بازي را مشخص ميكند نه ماهيت دولتهاي حاكم. برآيند اين تفكر اين خواهد بود كه دولتها با رژيمها و ايدوئولوژيهاي متفاوت، رفتارهاي يكساني در نظام بين الملل دارند (مانند امريكا و شوروي در دوران جنگ سرد) بنابراين هدف اصلي تمام دولتها، تلاش براي تامين بقا و افزايش قدرت و در نتيجه كسب منافع بيشتر است و عامل تمايز دولتها توزيع متفاوت ابزارهاي قدرت در ميان آنهاست. بنابراين قدرت هژمون با استفاده از ظرفيتهاي بالاي خود در عرصه هاي مختلف نهادها و رژيمهايي جهت حفظ و ثبات هژموني خود ايجاد ميكند و خواستار حفظ وضع موجود است.در مقابل كشورهايي كه نحوه توزيع قدرت و ثروت را به شكل موجود قبول ندارند و خواستار تجديد نظر در آن هستند(تغيير وضع موجود)نظام موجود را به چالش ميكشند اما فشارساختاري نظام باعث ميشود كه دولتها در نهايت به نوعي جامعه پذيري در نظام بين الملل(پذيرش قواعد و نرمها) مجبور شوند. گرچه نئورئاليسم نيز همچنان قدرت را در كانون توجه خود قرار ميدهد اما مانند رئاليستهاي سنتي آن را في نفسه هدفي كه ناشي از سرشت خود خواهانه بشر باشد، در نظر نمي گيرند بلكه آنرا در خدمت تأمين بقاي دولتها مي نگرند. مسلماً انقلاب اسلامي ايران در 1357 با ايدئولوژي اسلامي در فضاي دو قطبي حاكم دو فرا روايت آن دوران يعني ليبراليسم و كمونيسم را به چالش كشيد. اين ويژگي باعث شد كه انديشمنداني چون ميشل فوكو از آن به عنوان انقلابي پسا مدرن ياد كنند بنابراين انقلاب اسلامي به دليل ماهيت مستقلانه خود با شعار "نه شرقي – نه غربي " در ذيل هيچ يك از دو فرا روايت قرار نگرفت و اين باعث شد كه جمهوري اسلامي از بدو تأ سيس در سطح بين المللي با مشكلات و محذورات خارجي فراواني روبرو شود(چه اگر اين انقلاب مثلاً ماهيتي كمونيستي داشت اصولاً نيمي از جهان از آن حمايت ميكردند) از طرفي ديگر فدراسيون روسيه كه از پوست انداختن امپراطوري شوري تولد يافت، صحنه را براي تكروي هاي تنها ابرقدرت باز مانده از عصر دود و آهن خالي كرد. هرچند در آغاز رهبران متمايل به غرب در روسيه به همكاريهاي بلند مدت كشورشان با غرب چشم دوخته بو دند اما حوادث بعدي نشان داد اختلاف و تضاد منافع هنوز هم بين دو كشور وجود دارد. بنابراين فشار سيستماتيك نظام بين الملل بر جمهوري اسلامي ايران و در سطح پايين تري بر روسيه، دو كشور را در كنار يكديگر قرار مي دهد بخش دوم: سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
بطور كلي اقداماتي كه واحد هاي سياسي براي كسب منافع ملي در ارتباط متقابل با ديگر واحدها انجام ميدهند را مي توان سياست خارجي ناميد كه كارآيي و ميزان موفقيت آن به اجماع در مورد اهداف در داخل و سازگاري اهداف با جهان خارج بستگي دارد. اصولاً اين مفهوم همچون بسياري ديگر از مفاهيم و نظريه هاي روابط بين الملل اساساً غربي بوده و با جوامع شرقي بيگانه اند.به همين دليل پروفسور رمضاني معتقد به لزوم مفهوم پردازي در عرصه سياست خارجي در كشودهاي در حال توسعه است.[6] هرچند نبايد از لزوم نظري پردازي متناسب با شرايط داخلي غافل ماند اما كشورهاي در حال توسعه نيز در چهارچوب نظام بين الملل به گونه هاي متفاوت با ديگر كشورها در ارتباط و در پي دستيابي به منافع خود هستند كه رفتار آنها نيز با نظريه هاي موجود در روابط بين الملل قابل تحليل است. بسته به ميزان قدرت و توانايهاي كشورها سياست خارجي شان برون گرا و يا درون گراست يعني كشورهايي كه از امكانات بيشتري در داخل برخوردارند، در خارج نيز با محدوديتهاي كمتري روبرو هستند. در طرف ديگر كشورهايي قرار ميگيرند كه متغييرهاي خارجي نقش بيشتري بر شكل دهي سياست خارجي شان دارد. عناصر بين المللي در برهه هاي مختلف تارخي نقش عمده اي در سياست خارجي ايران داشته است. اين امر خود ناشي از موقعيت خاص ژئوپوليتيكي ايران است كه به تعبير گراهام فولردر قبله عا لم واقع شده است. ذخاير عمده انرژي، شاهراه عمده انتقال انرژي به جواع صنعتي، پل ارتباطي بين آسيا و ارپا، داشتن 15 همسايه با خصوصيات متفاوت(پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي).......... باعث شده است كه ايران هيچگاه از توجه قدرتهاي بزرگ دور نماند و هميشه بر سر تسلط و نفوذ در آن بين قدرتهاي خارجي رقابت وجو داشته باشد. به همين خاطر هيچ دولتي در ايران نتوانسته چشم از جهان خارج بشويد و استراتژي انزوا طلبي در پيش گيرد. بنا براين موقعيت جغرافيايي و نظام بين الملل بيشترين تأثير را بر سياست خارجي ايران داشته است و البته اين به معناي ناديده گرفتن نقش عوامل داخلي نيست بلكه بدين معناست كه الزامات خارجي موانع عمده اي براي پيگيري اهداف ايران در منطقه و جهان بوجود آورده است. الف:ايران و روسيه، پيشينه تاريخي روابط روسيه از دير باز بعنوان كشوري اروپايي_ آسيايي با دو قاره در ارتباط بوده است. در نيمه دوم قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم تشكيل دولت متمركز در روسيه آغاز و اين كشور شروع به گسترش قلمرو خود كرد. در اواخر قرن 18 كه دوران حكومت پتر اول تزار برجسته روسي بود تحولات عظيمي در اين كشور رخ داد؛ نهادهاي مدرن دولتي تشكيل شد واصلاحات زيادي صورت گرفت [7]. گرچه اصلا حات دوران پتر كبير باعث گسترش روابط با كشورهاي ديگر خصوصاٌ ارپاي غربي شد اما او تمايلات توسعه طلابانه نسبت به قلمرو ديگر كشورها داشت. توسعه قلمرو روسيه در قرن 19 ادامه يافت كه طي آن يكي از تراژدي هاي تاريخ ايران طي جنگهايي با روسيه رقم خورد و منجر به عقد قراردادهاي گلستان (1813) و تركمچاي (1828) شد كه به موجب آن قسمتهاي مهمي از خاك ايران از جمله 17 شهر قفقاز از ايران جدا شد. در نيمه دوم همين قرن آسياي مركزي نيز به تدريج زيز سلطه روسيه قرار گرفت كه باعث بوجود آمدن رقابت شديدي بين اين كشور و انگلستان شد. طي جنگ جهاني اول روسها مناطق شمالي ايران را تحت نفوذ خود قرار دادند اما شكستهاي پي درپي نيروهاي روس از اتريش و آلمان در كنار بي لياقتي نيكلاي دوم(آخرين تزار روس) و عوامل بسيار ديگر موجب شد كه در 27 فوريه 1917 رژيم تزاري با انقلاب بلشويكي سر نگون شود. با پيروزي بلشويكها و تثبيت حكومت كمونيستي در اتحاد جماهير شوروي كليه امتيازاتي را كه دولت تزاري در ايران كسب كرده بود توسط لنين لغو شد و به موجب عهدنامه 1921 روابط دو كشور شكل جديدي به خود گرفت. گرايشهاي رضاخان به آلمان در جنگ جهاني دوم باعث شد كه روسيه و انگليس موضع خصمانه اي نسبت به او اتخاذ كنند و سرانجام نيز در سوم شهريور 1320 ايران را مورد تهاجم واشغال نظامي قرار دهند. حمله غير مترقبه هيتلر به شوروي باعث شد كه موقعيت ژئوپولتيكي ايران دو چندان اهميت پيدا كند. ايران پل ارتباطي و بهترين راه براي ارسال كمكهاي متفقين به شوروي بود و در نهايت نيز پل پيروزي لقب گرفت. با اين حال نمي توان عوامل ديگري چون سياستهاي غير عقلاني رضا شاه و منابع انرژي را در اشغال ايران توسط انگلستان و شوروي ناديده گرفت. ايران پس از پايان جنگ با مسئله امتناع ارتش سرخ از تخليه مناطق شمالي مواجه شد. طبق پيمان سه جانبه كه در 8 بهمن 1320 بين ايران، انگلستان و شوروي بسته شده بود نيروهاي متفقين مي بايست حداكثر 6 ماه پس از پايان جنگ نيروهاي خود را از خاك ايران خارج كنند كه شوروي از اجراي آن خودداري مي كرد. كه در نهايت نيز با حمايتهاي امريكا از ايران و سياستهاي هوشمندانه محمد علي فروغي شوروي مجبور شد نيروهايش را از ايران خارج كند. اين بحران به نوعي نقطه شروع جنگ سرد بين شرق و غرب محسوب ميشود. شوروي گرچه در دوران حكومت دكتر مصدق تبليغات ضد حكومتي را نسبت به ايران قطع كرد اما به دليل ارزيابي هاي متعارض از ماهيت حكومت مصدق از او حمايت هاي لازم را در مقبال انگليس و امريكا به عمل نياورد و حتي از پرداخت بدهي هايي كه به ايران داشت به حكومت مصدق خوداري كرد ولي در دوران زاهدي بدهي هايش را به ايران پرداخت.[8]ارزيابي هاي حزب توده از دكتر مصدق و حكومت وي كه آنرا بورژوازي مي دانست بر جهت گيري هاي شوروي نسبت به ايران بي تأثير نبود. با سقوط دكتر مصدق در جريان كودتاي 28 مرداد 1332 و مرگ استالين همكاريهاي شوروي با حكومت زاهدي گسترش يافت كه نشانگر اين امر بود كه شوروي از حكومتي در ايران حمايت ميكرد كه بتواند ثبات سياسي را تأمين كند و زاهدي با حمايت هاي امريكا و سركوب مخالفان و دستگيري دكتر مصدق راه را براي ديكتاتوري محمد رضاشاه هموار ساخت. عضويت ايران در پيمان بغداد به همراه عراق،پاكستان و تركيه موجب شد كه روابط دو كشور تنش آلود شود. شوروي اين پيمان را بر ضد خود تلقي مي كرد . اين وضعيت تا كنگره بيستم حزب كمونيست ادامه يافت. خروشچف براي اولين بار از همزيستي مسالمت آميز با جهان سرمايه داري سخن گفت. اين چرخش در كنگره بيستم حزب كمونيست صورت گرفت و باعث شد كه روابط دو قطب صورت ديگري به خود بگيرد كه روابط روابط ايران و شوروي نيز متأثر از آن بهبود يافت. خروشچف اعترف كرد كه ديپلماسي شوروي باعث شده است كه ايران كمكهاي بيشتري از امريكا دريافت كند و عملاً به دشمنان شوروي ملحق شود.[9] با بهبود روابط شوروي و امريكا در پي واقعه خليج خوكها (1962) كه در نهايت به برچيده شدن پايگاه هاي نظامي شوروي از كوبا و عقب نشيني آن در برابر امريكا، منجر شد روابط ايران و شوروي نيز در دوران اسداله علم گرم و دوستانه شد. شوروي از انقلاب سفيد شاه حمايت كرد و مخا لفان آنرا روحانيون مرتجع خواند.ماه عسل روابط دو كشور تا اواخر حكومت پهلوي همچنان ادامه يافت و شوروي اوضاع داخلي ايران را ناديده گرفته، حكومت شاه را قادر به برقراري ثبات و سركوب مخالفان ارزيابي مي كرد. از طرفي نيز فشار بر ايران باعث نزديكي بيشتر آن به امريكا مي شد در مقابل امريكا نيز بي توجهي به تأمين خوسته هاي تسليحاتي ايران را كه شاه علاقه بيمارگونه هي به آن داشت، باعث گريش ايران به شوروي مي دانست.
ب: شوروي و انقلاب اسلامي ايران
از نيمه دوم سال 56 تا پايئز 57 به دليل بي ثباتي سياسي ناشي از حركتهاي انقلابي مردم، روابط اقتصادي و صنعتي ايران با همسايه شمالي با فراز و نشيب و كاهش تدريجي ادامه يافت. اما مشي رسمي اتحاد جماهير شوروي پيروي از سياست صبر و انتظار بود [10]در واقع شوروي همچون گذشته نسبت به بي ثباتي سياسي در ايران نگران بود. و از طرفي نظام حكومتي ايران را منسجم و مسلط بر اوضاع، نا آرامي ها را موقتي و گذرا مي دانست. از آنجا كه در اتحاد جماهير شوروي حزب كمونيست عملاٌ بر دولت تسلط داشت و ايدئولوژي كمونيستي آن دين را افيو ن توده ها تلقي مي كرد لذا شوروي از رنگ مذهبي انقلاب ايران نگران بود. از طرفي حمايت شوروي از مردم و مخالفت با شاه باعث مي شد كه امريكا بعنوان متحد بلامنازع ايران قرار گيردو احتمال مداخله مستقيم امريكا را در ايران بوجود آورد. شوروي همچنين نگران گسترش روابط ايران و چين نيز بود چنين عواملي باعث مي شد شوروي صبر پيشه كند و در نهايت با جريان غالب همراه شود. سرانجام برژنف در 29 آبان 1357 اولين بيانات را در جهت تأييد انقلاب اسلامي ايران بر زبان آورد و با استناد به عهدنامه مودت 1921 ايران و شوروي امريكا را از دخالت مستقيم در ايران بر حذر داشت( طبق مواد 5و6 اين عهدنامه در صورتي كه ايران پايگاهي براي تهديد و حمله به شوروي قرار بگيرد اين كشور حق دارد نيروهاي خود را وارد خاك ايران كند. البته بعيد به نظر مي رسد كه امريكا تهديدات شوروي را جدي تلقي كرده باشد. آنها فكر مي كردند كه با دولت انقلابي ايران نيز روابط خوبي خواهند داشت و منافع شان در منطقه همچنان تأمين خواهد شد) و پس از پاكستان دومين كشوري بود كه دولت موقت مهندس بازرگان را به رسميت شناخت. به اين ترتيب با تثبيت حكومت انقلابي و قطعي شدن سرنگوني رژيم شاهانشاهي، انقلاب اسلامي ايران از جانب شوروي، ضد امپرياليستي و آزاديخواهانه تعبير شد. شوروي بطور كلي در ارتباط با ايران ملاحظات ايدئولوژيكي را در نظر نمي گرفت و خوستار ثبات در ايران بود از اينرو سركوبي احزاب چپ از جانب شاه را ناديده مي گرفت. در مقابل محمدرضا شاه نيز گرچه رسماً در بلوك غرب و متحد اصلي امريكا در منطقه بود و نسبت به شوروي سوء ظن داشت اما همواره در پي گسترش روابط با آن بود و خصوصاٌ در زمينه اقتصادي بود و از اين كشور بعنوان وزنه تعادلي در برابر امريكا جهت تأمين تسليحات نظامي استفاده مي كرد. انقلاب اسلامي ايران كه با ايدئولوژي اسلامي به پيروزي رسيد به دليل اينكه قرائتي جديد از شيوه حكومتداري و روابط بين الملل ارائه ميداد ناگزير بايد ماهيتي تجديد نظرطلابانه نسبت به ساختار نظام بين الملل و قوائد و ارزشهاي حاكم بر آن از خود بروز ميداد. با توجه به فضاي حاكم بر نظام بين الملل در برهه اي كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و دولتهاي موجود عمدتاٌ يا در بلوك غرب جاي گرفته بودند و يا در بلوك شرق اما جمهوري اسلامي ايران با توسل به قائده نفي سبيل و باز يابي هويت خويش عملاٌ هر دو بلوك(البته نه در يك سطح و به يك اندازه) را به چالش طليبيد. روشن است كه يكي از دلايل اصلي انقلاب سياست خارجي محمد رضا شاه در وابستگي به امريكا و نارضايتي مردم از چنين رابطه اي بود. گر چه در برهه اي از تاريخ روسيه به دليل جدا كردن بخشهايي از قلمرو شمالي ايران در ميان مردم منفور بود اما بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 امريكا كه تا قبل از آن به دليل حمايت از ايران در جريان خروج ارتش سرخ در پايان جنگ جهاني دوم از بخشهاي شمالي و غربي ايران، از وجهه خوبي برخوردار بود اما بعد از كودتا امريكا در همه عرصه هاي داخلي ايران حضوري چشمگير داشت كه اغلب از امتيازهاي زيادي هم برخوردار بود به همين دليل جهت گيري انقلاب اسلامي ايران شديداٌ ماهيتي ضد استعماري و ضد امريكايي به خود گرفت. دكتر هوشنگ امير احمدي در كتابش به اين نكته اشاره مي كند و مي نويسد: در مجله امام، ماهنامه اي كه توسط سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن به زبان انگليسي منتشر مي شد تنها 6 درصد يعني 39 انگاره كاريكاتوري مربوط به اتحاد جماهير شوروي بود در حالي كه امريكا در 150 انگاره يعني 4 برابر بيشتر از شوروي به تصوير كشيده شده بود. اگر ذهنيت تاريخي ايرانيان عهدنامه هاي گلستان و تركمنچاي را به حساب بي كفايتي شاهان قاجار مي گذاشت اما سرنگوني دولت مردمي مصدق كه امريكا به همراه انگليس آنر به بار آورد، توجيهي جز استعمارگري آنها و حمايت از ديكتاتوري در راستاي منافع خودشان نداشت. امريكا پس از آشكار شدن ناتواني شاه در مقابله با مردم نيز به حمايت از شاه ادامه داد و در تقابل با انقلاب قرار گرفت در حالي كه شوروي سعي كرد اشتباه سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم را تكرار نكند و در صدد بهره برداري از اوضاع آشفته ايران بر نيايد
ج: دولت موقت
اصولاٌ پس از پيروزي اكثر انقلابها با سقوط رژيم پيشين ميانه روها قدرت را به دست مي گيرند اين روند در مورد انقلاب 1917 روسيه و 1789 فرانسه نيز صادق بوده[11]و دوره كوتاهي حكومت ميانه روها را پس از انقلاب تجربه كرده اند. ميانه رو بيشتر به دنبال رفرم سياسي هستند و در پي نابودي كامل ساختار رژيم پيشين بر نمي آيند. با بازگشت امام به ايران دولت موقت به رياست مهندس مهدي بازرگان تشكيل شد. كه در صدد اتخاذ سياست عدم تعهد و به نوعي موازنه منفي بود كه از جانب ابراهيم يزدي( وزير امور خارجه وقت) پيگيري مي شددر اين دوره مهندس بازرگان با مكانيسم اجرايي ارتباط با دولتها تا حدودي تمايل به غرب و نگراني نسبت به شرق را در درستور كار خود قرار داد. درواقع برداشت دولت موقت از شعار "نه شرقي، نه غربي " ماهيتي تدافعي داشت نه تهاجمي. آنها معتقد بودند كه ايران براي توسعه و پيشرفت به دستاوردهاي فني و تكنولوژي غرب نيازمند است در حاليكه انقلاب اسلامي هم شخص شاه را نشانه گرفته بود و هم امريكا را كه حامي اصلي او به شمار مي رفت.[12] اين ناسازگاري ها در نهايت به عمركوتاه دولت موقت با تسخير سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام، پايان بخشيد. همانطور كه گفته شد انقلاب اسلامي ايران با شعار "نه شرقي نه غربي " هر دو ابرقدرت را به چالش كشيد اما با توجه به نوع بازي حاكم بر روابط امريكا و شوروي كه "بازي با حاصل جمع صفر " بود و بر اساس آن هر نوع زيان و باخت يكي از طرفين، پيروزي ديگري محسوب مي شد بنابراين خروج ايران از بلوك غرب و پيمان نظامي سنتو و برچيده شدن پايگاههاي نظامي و جاسوسي امريكا از ايران تغييرات مهمي بود كه مايه خشنودي شوروي مي شد و برايش نوعي پيروزي به حساب مي آمد. حضور نيروهاي امريكا در ايران و خليج فارس، براي شوروي تهديد اساسي محسوب مي شد. در واقع توجه بيش از حد شوروي به خليج فارس ناشي از قوائد حاكم بر نظام بين الملل و فشار سيستماتيك آن بود گر چه از دست رسي به آبهاي گرم خليج فارس به عنوان مهمترين بخش از وصيت نامه پتر كبير ياد مي شود اما در ارتقاي اين ايده بعنوان يك اسطوره در سياست خارجي شوروي بايد محتاط بود. در واقع اگر پتركبير براي نفوذ در مرزهاي شمالي همسايه جنوبي اش تلاش مي كرد اين امر ناشي از حضور گسترده انگايس در منطقه به خصوص در هند بود. مورين اتكين معتقد است كه وصيت نامه پتر كبير ساخته اروپاييها ست كه مي خواهند شوروي را توسعه طلب و بعنوان يك تهديد جلوه دهند وي همچنين ادعا مي كند كه مسئله دسترسي به آبهاي گرم براي بهره برداري تجاري و كشتيراني با در اختيار داشتن كشتي هاي يخ شكن حل شده است.[13]به هر صورت شوروي مطمئن بود با استقبال از تحولات انقلاب ضد امريكايي ايران، نفوذ مسكو در تهران افزايش خواهد يافت. امريكا نيز از اين مسئله هراس داشت كه با گذشت زمان ايران به سوي كمونيسم متمايل شود. استقرار نظام جديد
تسخير سفارت امريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط امام نقطه عطفي براي استقرار كامل نظام جمهوري اسلامي در ايران بود كه منجر به استعفاي دولت موقت و واكنش سريع امريكا شد. امريكا و متحدانش سريعأ موضوع را به شوراي امنيت سازمان ملل كشانده و در صدد اعمال تحريمهاي گسترده عليه ايران، برآمدند اما شوروي قطعنامه شوراي امنيت بر عليه ايران را وتو كرد در نتيجه غرب مجبور شد يكجانبه به تحريم ايران بپردازد. تقريبأ در همان روزي كه لانه جاسوسي امريكا از بين رفت، عهدنامه مودت 1921 ايران و شوروي نيز از جانب تهران لغو شد و موضوعيت خود را از دست داد. با اين حال شوروي در اعمال فشارهاي همه جانبه عليه ايران غرب را همراهي نكرد. اشغال افغانستان توسط شوروي اولين تنشها را در روابط تهران و مسكو به وجود آورد. امام موضع گيري تندي نسبت به مسائل افغانستان اتخاذ كرد وي در ديدار با سفير وقت شوروي علاوه بر ابراز تمايل نسبت به نابودي رژيم حاكم در افغانستان صريحاٌ از صدور انقلاب اسلامي به هر جايي كه مسلمانان تحت سلطه رژيمهاي بيگانه قرار دارند، سخن گفت. اگر در مسئله گروگانگيري جمهوري اسلامي ايران مستقيماٌ با امريكا درگير بود در افغا نستان نيز غير مستقيم با شوروي درگير شد. علاوه بر اين با انحلال حزب توده عده اي از سران آن در جريان محاكمه خود اعتراف كردند كه عامل اجراي سياستهاي شوروي بوده و در پي برآندازي جمهوري اسلامي ايران بوده اند اين امر بر تنشهاي روابط دو كشور افزود. البته بنظر مي رسد كه شوروي به خوبي از جايگاه ضعيف حزب توده در ايران آگاه بود و احتمال پيروزي جريان چپ در ايران را محال مي دانست. حزب توده كه در دهه 1320 منسجم ترين تشكيلات حزبي را در ايران داشت در دوره هاي بعد تحت پيگيري شديد ساواك قرار گرفت بطوري كه بسياري از سران آن اعدام شدند و حزب با انشعاباتي كه در آن صورت گرفته بود در اواخر حكومت شاه از قدرت و نفوذ چنداني برخوردار نبود.به اين دليل مسكوحزب توده را فقط در حد يك مهره مي دانست كه ضديت با امريكا را تشديد مي كرد. بنابر اين ويژگي ضد امپرياليستي و ضد امريكايي انقلاب اسلامي بيش از هر چيز براي براي مسكو اهميت داشت. در همين راستا شوروي در صدد بهره گيري از ناسيوناليسم قومي در ايران بر نيا مد و از حكومت مركزي حمايت ميكرد د: جنگ تحميلي
در آغاز حمله صدام به ايران مسكو را بر سر دو راهي قرار داد كه از كداميك از طرفين درگير حمايت كند. از يك طرف صدام متحد شوروي محسوب مي شد و از طرفي ديگر ماهيت ضد امريكايي و ضد امپرياليستي انقلاب اسلامي ايران قابل چشم پوشي نبود. بنابراين شوروي خواستار پايان بخشيدن سريع جنگ بود و براي فشار آوردن به جمهوري اسلامي ايران براي پذيزش صلح و پايان بخشيدن به جنگ كارشناسان خود را در بهمن 1364 از ايران خارج كرد. اين امر از اين مسئله ناشي مي شد كه شوروي هر دو طرف درگير جنگ را ضد امپرياليستي تلقي ميكرد. ايران خواستار آن بود كه مسكو صدام را بعنوان آغازگر جنگ محكوم نمايد. در سوي ديگر صدام از دستيابي ايران به سلاح هاي روسي توسط سوريه و ليبي نارضي بود. تلاشهاي امريكا نيز براي معماله با ايران و فروش اسلحه به آن كه منجر به ماجراي مك فارلين شد، بر نگراني هاي شوروي نسبت به ادامه جنگ و حضور مجدد امريكا در ايران، افزود. گذشته از اين ادامه جنگ باعث حضور بيشتر امريكا در منطقه مي شد كه به زيان شوروي بود بنابراين مسكو خوستار پايان جنگ بدون پيروزي قاطع هيچ كدام از طرفين درگير بود چنانچه در مواقعي كه ايران در موضع برتر قرار گرفت و به پيروزي هايي در برابر عراق دست يافت، شوروي كمك هاي نظامي خود به عراق را كه در آغاز جنگ مقوقف كرده بود، از سرگرفت. ايران نيز متقابلاً نورالدين كيانوري آخرين دبير كل حزب توده را دسگير و 18 ديپلمات روسي را اخراج كرد [14]حزب توده متهم شد اطلاعات سري را در اختيار شوروي قرار داده و شوروي نيز اطلاعات را در اختيار صدام قرار داده است (عمليات جزيره مجنون). در نهايت نيز ايران زير فشارهاي امريكا و شوري قطعنامه 598 را پذيرفت و جنگ پايان يافت و همه انرژي انقلابي جامعه صرف دفاع از تماميت ارضي و امنيت وجودي نظام شد.
ه : دوران سازندگي
جمهوري اسلامي ايران در پايان جنگ در وضعيت دشواري قرار گرفت خرابي هاي ناشي از 8 سال جنگ كه بسياري از زيرساختهاي اقتصادي را از بين برده و رشد و توسعه كشور را متوقف كرده بود. تحريمهاي اقتصادي غرب كه روندي رو به رشد داشت و در دوران كلينتون به تصويب قانون داماتو بر ضد ايران انجاميد، توان دفاعي كشور را خصوصاٌ در عرصه نظامي كاهش داده بود. از طرفي فوت امام كه با رهبري كاريزماتيك خود همه جريانها را گرد خود آورده بود، نياز به اصلاحات در قانون اساسي كه با ساختارهاي موازي در برخي زمينه ها باعث كندي جريان امور مي شد، لزوم باز بيني در سياست خارجي جمهوري اسلامي را روشن مي ساخت. با آمدن هاشمي رفسنجاني با رويكردي عملگرايانه اي كه در سياست خارجي اتخاذ گرديد روابط جمهوري اسلامي ايران با شوروي وارد مرحله نويني شد. بسياري از ضرورتهاي امنيتي متأثر از شرايط جنگ در درجه دوم قرار گرقته و توسعه اقتصادي در اولويت قرار گرفت. از طرفي انزوا طلبي ناشي از شرايط ويژه انقلاب باعث كناره گيري دستگاه ديپلماسي ايران از مجامع و سازمانهاي بين المللي و سعي در ايجاد ارتباط با ملتها و حمايت از جنبشهاي آزادي بخش در چارچوب صدور انقلاب داشت. اما در اين دوره بر حضور فعال در مجامع بين المللي تأكيد شد و اين مجامع بعنوان كانالي جهت رساندن پيام انقلاب اسلامي به جهان و حمايت از حقوق كشورهاي تحت سلطه تلقي شد. در اينجا آنچه والتز از آن بعنوان "جا معه پذيري " دولتها در ساختار بين الملل از آن ياد مي كند معنا مي يابد. بدين معني كه اهداف و استراتژي هاي جمهوري اسلامي ايران تحت تأثير سيستم بين الملل و موانع ساختاري آن تغيير شكل ميدهد نه تحت شرايط داخلي. در داخل همچنان گفتمان غالب اسلام و آرمانهاي آن است اما الزامات بين المللي مانع پرداختن به آن و تحقق آن مي شود و باعث مي شود كه حفظ "ام القري " وپيگيري اهداف اوليه (حفظ بقاء) همچنان در صدر اولويتهاي سياست خارجي باقي بماند. مجموعه اين عوامل در كنار نياز به منابع مالي و سرمايه گذاري خارجي و تلاش براي بالا بردن توان نظامي كشور باعث ارتقاي روابط جمهوري اسلامي ايران و مسكو شد از طرفي خروج مسكو از افغانستان يكي از موانع عمده گسترش روابط بين دو كشور را از بين برد. با توجه به اينكه موسكو نيز در آن هنگام در شرايط اقتصادي خوبي قرار نداشت همكاري هاي اقتصادي و بخصوص همكاري هاي نظامي و هسته اي با ايران منبع درآمد ارزي مهمي براي مسكو بود كه نياز مبرمي به آن داشت. روند گسترش مناسبات با سفر هاشمي رفسنجاني به مسكو هموار شد. بخش سوم: جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه فروپاشي اتحاد شوروي از دو جهت بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران تأثير گذاشت. نخست اينكه باعث شد ساختار نظام بين الملل از حالت دو قطبي به بي نظمي اوليه و در نهايت شبه تك قطبي تبديل شود و دوم آنكه ايران با ظهور همسايگان جديدي مواجه شد كه اين امر سياستهاي منطقه اي جمهوري اسلامي ايران را تحت تأثير قرار داد. در واقع پيگيري منافع در چهارچوب سيستم دو قطبي براي هر كشوري(جز ابرقدرتهاي شرق و غرب) آسان تر بود چرا كه حوزه انتخابهاي آنها بيشتر بود. گر چه جمهوري اسلامي ايران جزء هيچكدام از اردوگاههاي شرق و غرب نبود اما با اتحاد شوروي تا حدودي روابط معمول و خوبي برقرار كرده بود كه رو به گسترش نيز بود اين امر باعث مي شد ايران قدرت مانور بيشتري در مقابله با فشارها و تحريمهاي غرب داشته باشد و بهتر بتواند از منابع قدرت خود بهره گيري كند. در مقطع نظام دو قطبي سياست خارجي مطلوبيت محور بود اما در چهارچوب سيستم تك قطبي سياست خارجي محدوديت محور شده است [15] بدين معني كه كشورها در نظام دو قطبي در تأمين امنيت و اهداف ديگر خود با محدوديت هاي كمتري نسبت به نظام تك قطبي روبرو هستند. مهمتر آنكه فروپاسي اتحاد جماهير شوروي آسياي مركزي، قفقاز و حوزه خزر را با نوعي خلاء قدرت مواجه ساخت كه در نهايت باعث حضور بيشتر امريكا در منطقه شد كه براي ايران نوعي تهديد محسوب ميشود. با استعفاي گورباچف در سال 1991 از دبير كلي حزب كمونيست و انحلال حزب، بي سرانجامي اصلاحات وي بر همگان روشن شد و در نهايت با شكست كودتاي اوت 1991 و اعلام استقلال جمهوريهاي آسياي مركزي، قفقاز و اروپاي شرقي، عمر امپراطوري كمونيستها به پايان رسيد. يلتسين كه از حمايت ارتش برخوردار بود مانع پيروزي كودتا شد و با تصويب قانون اساسي جديد كه اختيارات وسيعي را به رئيس جمهور مي داد وي عملاً به قدرتمند ترين فرد روسيه تبديل شد. يلتسين و وزير خارجه اش كوزيرف غرب گرا(آتلانتيك گرا) بودند اين گروه سعي مي كردند رابطه اي نزديك با امريكا ايجاد كنند تا از كمكهاي اقتصادي آن برخوردار شوند آنها نيروهاي آموزش دهنده روس را از كوبا برگرداندند و فروش تسليحات به دولت افغانستان را متوقف كردند و براي بهبود روابط با اسرائيل تلاش كردند.[16] همه اين اقدامات در راستاي نزديكي به غرب بود. روابط جمهوري اسلامي ايران با فدراسيون روسيه نيز تحت تأثير اين شرايط جديد قرار گرفت. به واقع آنچه سياستهاي ايران در اين منطقه پس از فروپاشي اتحاد شوروي را متأثر مي ساخت همگرايي روسيه با امريكا بود و نتيجه اش همراهي روسيه با امريكا در جلوه دادن جمهوري اسلامي ايران بعنوان تهديدي براي كشورهاي منطقه بود. اين امر باعث شد كه ايران نتواند از خلا قدرت بوجود آمده در مرزهاي شمالي اش بخوبي استفاده كند و با توجه به همگرايي فرهنگي و مذهبي با كشورهاي منطقه نفوذ لازم را در آنجا اعمال كند. اگر آغاز انقلاب اسلامي شوروي ايدئولوژي اسلامي بعنوان نيرويي ضد امپرياليسم و ضد امريكايي تلقي مي كرد دردوره اي كه روسيه تحت حاكميت نخبگان غربگرا قرار گرفت، اين ايدئولوژي خطري براي مرزهاي جنوبي روسيه تلقي شد. گر چه ممكن است بخشي ازاين تلقي به جهت ايده "صدور انقلاب " در روسيه بوجود آمده باشد اما اين ايده بيشتر خاورميانه را هدف قرار مي داد و به شدت سالهاي اوليه انقلاب نيز پيگيري نمي شد. در نهايت هر چند كه ايران و روسيه سياستهاي خود را در منطقه هماهنگ كرده و در برقراري ثبات در منطقه و حل منازعات با يكديگرهمكاري كردند اما روابط دو كشور به نحو قابل توجهي تحت تأثير نوع رابطه امريكا و روسيه قرار گرفت. بنابراين ويژگي اصلي اين دوره تلاش روسيه براي گذار از سيستم كمونيستي و حاكميت ايدئولوژيك آن به نظامي عملگرا و با كمك غرب بود. آتلانتيك گرايان متأثر از مشكلات و ناكاميهاي نظام كمونيستي راه برون رفت از آن را در سيتم بازار آزاد نظام غربي جستجو مي كردند. كوزيروف شديدأ پشتيبان اين ديدگاه بود او مي گويد "دمكراسي هاي غربي، متحدان طبيعي روسيه هستند. من هرگز از اين انديشه دست بر نخواهم داشت و با همين انديشه به آن دنيا خواهم رفت. "[17] در نتيجه اولويت درجه يك سياست خارجي روسيه در آن دوران رابطه با غرب بود و رابطه آن با جمهوري اسلامي ايران بخصوص در 1993-1991 دچار نوعي ركود شد. امريكا بعنوان يكه تاز عرصه بين الملل در جهت عملي ساختن "نظم نوين جهاني " گام برمي داشت و در نهايت پس از حوادث 11 سپتامبر نقش پليس جهاني را بر عهده گرفته در ايجاد و تثبيت نظام تك قطبي تلاش كرد. در واقع بن بست نظام تك قطبي در همين نكته نهفته است كه ابرقدرت در صورتي كه حضوري حداكثري در تمام عرصه هاي بين المللي داشته باشد ناگزير به پليس جهاني تبديل ميشود كه نارضايتي قدرتهاي درجه دوم را به دنبال دارد. برعكس اگر ابرقدرت حضوري حداقلي در مسايل بين المللي داشته باشد، نظام تك قطبي دوام نخواهد آورد و امنيت(حفظ وضع موجود) كه مورد نظر تك قطب است تأمين نخواهد شد. به نظر مي رسد امريكا در مسير دوم گام بر ميدارد در واقع امريكا به عقابي مي ماند كه شكمش چنان بزرگ شده كه قادر به پرواز نيست و ناگزير بايد لاغر شود. اگر در جنگ اول خليج فارس(1991) امريكا حمايت جهان غرب و سكوت شرق را پشت سر داشت در جنگ بوسني و حوادث بالكان (حمله به يوگوسلاوي از سوي ناتو 1999) با نارضايتي روسيه مواجه شد. حمله به عراق پس از حوادث 11 سپتامبر مقاومت آلمان، فرانسه و روسيه را در پي داشت كه در نهايت نيز با نقض قوانين بين المللي دست به اقدام يكجانبه زد و اين عمل باعث شد كه امريكا به عنوان پليس جهاني نگريسته شود چنين فضايي در نظام بين الملل باعث شد كه روسها احساس حقارت كنند اين امر در كنار عواملي چون حضور امريكا در "خارج نزديك " روسيه كه فضاي حياتي اش محسوب مي شود، حوادث بالكان و گسترش ناتو به شرق باعث بي اعتمادي روسيه به غرب و روي كار آمدن آسيايي گرايان به رهبري ولادمير پوتين شد در نتيجه روسيه بيشتر متوجه شرق(هند و چين) و آسياي مركزي و قفقاز شد. اين تغييرات در بهبود و ارتقاي روابط ايران و روسيه تأثير گذار بود. پوتين با پرهيز از همكاري همه جانبه با غرب براي ايران اهميت قابل توجهي قائل بود و گسترش روابط بين با ايران را دنبال مي كرد. البته اين بدين معنا نيست كه آسيا گرايان در صدد تقابل با امريكا باشند بلكه آنها در پي افزايش قدرت روسيه وتأمين منافع ملي و در نهايت مطرح شدن دوباره روسيه به عنوان يك قدرت بزرگ هستند. بخش چهارم : تأثير حوادث 11 سپتامبر بر روابط جمهوري اسلامي ايران و روسيه
امريكا تهديد 11 سپتامبر را بخوبي تبديل به فرصتي براي حضور و دخالت خود در همه مناطق حساس كرد محيط امنيتي ايران در جهان پس اين حادثه تغيير كرد. روشن است كه امريكا دو دشمن مهم ايران يعني طالبان و صدام را از بين برد اما اين عمل باعث حضور خود امريكا در مرزهاي ايران شد كه تهديد بزرگتري محسوب ميشود. گرچه طالبان و صدام نيز براي ايران تهديد محسوب مي شدند اما قدرت آنها در حدي نبود كه خطر اساسي از جانب آنها متوجه ايران باشد. برعكس آنها، امريكا خطري امنيتي براي ايران محسوب مي شود كه بقاء نظام را مورد تهديد قرار مي دهد. روسيه پس از حوادث 11 سپتامبر با امريكا احساس همدردي كرده و در مبارزه با تروريسم در كنار آن كشور قرار گرفت. با توجه به مرز مشترك افغانستان با كشورهاي تاجيكستان و ازبكستان، روسيه نگران سرايت بحران به منطقه بخصوص گسترش تندروي در چچن بود. در طرف ديگر علي الرغم سياستهاي محتاطانه جمهوري اسلامي ايران و خشنودي آن از سرنگوني رژيم بعث و طالبان، فشارها بر ايران تشديد شده و "محور شرارت " خوانده شد. اما حمله امريكا به عراق براي روسيه روشن ساخت كه امريكا در پي نفوذ گسترده خود در خاورميانه است و ظرفيت هاي روسيه (حق وتو) در ايجاد موازنه قدرت در سطح جهاني كارساز نخواهد بود لذا روسيه توجه بيشتري به منطقه خاورميانه نشان داد و روابطش را با كشورهايي چون سوريه و ايران گسترش داد. مسايل درياي خزر تعيين رژيم حقوقي درياي خزر همچنان بعنوان يكي از مسايل اصلي سياست خاجي جمهوري اسلامي ايران در مرزهاي شمالي باقي مانده است. نبود قوانين مدون بين المللي در مورد درياچه ها بر پيچيدگي موضوع افزوده است. معاهدات 1921 و 1940 بين ايران و شوروي حاكميت مشاع را بر خزر تأييد مي كند اين اسناد بعد از فروپاشي شوروي نيز از جانب ايران مورد استناد قرار گرفت. اما فروپاشي شوروي كشورهاي ساحلي درياي خزر را به 5 كشور(آذربايجان،قزاقستان،تركمنستان، روسيه و ايران) افزايش داد. برآوردهاي گوناگوني از منابع انرژي اين حوزه ارائه شده است كه از رقم 30-20 ميليارد بشكه تا 200 ميليارد بشكه در نوسان بوده است. دو كشور آذربايجان و قزاقستان بر حاكميت قوانين دريا ها بر اين حوزه تأكيد دارند و آذربايجان با همكاري شركتهاي نفتي غربي از حوزه هاي نفتي خزر بهره برداري كرده است اين كشور برسر حوزه البرز با ايران اختلاف دارد. در سالهاي اخير جمهوري اسلامي ايران از ايده تقسيم عادلانه حوزه خزر به 5 سهم دفاع كرده است كه البته هنوز هم مورد مناقشه است . روسيه نيز بعنوان يكي از طرفين قراردادهاي 1921 و 1940 در ابتدا از حاكميت مشاع در خزر طرفداري ميكرد اما در سال 1998 در يك چرخش سياسي صريحأ اعلام كرد كه كه اين قراردادها در زمينه مسايل ماهيگيري و كشتيراني بوده و در آن به موضوع انرژي اشاره اي نشده است اين امر باعث شد كه روسيه طي موافقتنامه هاي دو جانبه با آذربايجان و قزاقزستان تكليف قسمت شمالي خزر را مشخص كند كه البته از جانب ايران مورد قبول واقع نشد. اقدامات روسيه در اين راستا در واقع از ديدگاه امنيتي آن نسبت به خزر و بيم از حضور بيشتر امريكا و شركتهاي غربي ناشي مي شود روسيه دريافت كه به جاي فشار بر جمهوري ها بايد آنها را به طرف خود جذب كند تا از نفوذ امريكا بكاهد. در هر حال هر گونه توافقنامه جامعي كه مورد رضايت همه طرفين واقع شود در مرحله اول منوط به حل مسايل بين جمهوري اسلامي ايران، آذربايجان و تركمنستان است (بخش جنوبي خزر) كه بنظر نمي رسد با توجه به مواضع طرفين در آينده اي نزديك صورت پذيرد. بخش پنجم : نتيجه گيري
بطور كلي مي توان نتيجه گرفت كه ميزان و كيفيت روابط تهران و مسكو تحت تأثير الزامات ساختاري نظام بين الملل و نوع رابطه هر يك از طرفين با امريكا بوده است. در دوراني كه غربگرايان در نيمه اول دهه 90 زمام امور را در روسيه در دست داشتند روابط گسترده با ايران را فداي رابطه نزديك با امريكا كردند. اما آنچه در دوران رياست جمهوري پوتين تحت عنوان بازگشت به شرق(اوراسيا) و خارج نزديك مطرح شد نه تمامأ تحت تأثير مطالبات داخلي بلكه ناشي از فشارهاي نظام بين الملل بر تصميم سازان روسيه بود. به واقع آنها دريافتند مانند گذشته در همه جوانب قادر به برابري و رقابت با امريكا نيستند بنابر اين اولويت سياست خارجي شان را به منطقه اختصاص دادند. پس از فروپاشي سيستم دو قطبي، فدراسيون روسيه با توجه به روابط نزديكي كه با غرب برقرار كرد اميدوار بود كه پيمان ناتو نيز مانند ورشو از بين برود. اما نه تنها اين اتفاق رخ نداد بلكه ناتو به شرق نيز گسترش پيدا كرد. اين امر روسيه را به همكاري هاي امنيتي با چين و هند در قالب پيمان شانگهاي سوق داد. به نظر مي رسد سياست "منطقه گرايي " در كنار پيگيري منافع محدود مي تواند استراتژي خوبي براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران باشد. مسئله انرژي بين روسيه و اروپا باعث مي شود كه اروپا در پي تأمين انرژي مورد نيازش از مناطق ديگر باشد مسلمأ ايران بهترين گزينه خواهد بود. در كنار آن تلاش براي تبديل شدن به عضو دائم در پيمان شانگهاي(ايران، هند،پاكستان و مغولستان اعضاء ناظر هستند) گام مهمي براي مقابله با فشارهاي امريكا محسوب مي شود. همچنين ارتقاي روابط با كشورهايي چون تركيه، پاكستان، عربستان و روسيه، جمهوري اسلامي ايران را براي ايجاد موازنه در برابر حضور امريكا در منطقه ياري خواهد كرد و موجب خواهد شد كه ايران از پتانسيل هاي خود براي تبديل شدن به قدرت برتر منطقه بهتر بهرهبرداري كند. منابع و مآخذ
. اشاره به سخنان كندي در1962 به هنگام پذيرايي از شاه " ايران سالهاست كه در شكم خرس زندگي ميكند 1- )ص 125نشر قومس 1384 ازغندي، علي رضا روابط خارجي ايران(1357-1320 ) 2- 3- قوام، عبدالعلي. اصول سياست خارجي سياست بين الملل ص89. انتشارات سمت ص1379 1384[ 4- عبداله خاني، علي. نظريه هاي امنيت، موسسه مطالعات و تحقيقات بين الملل ابرار معاصر 5 -قوام، عبدالعلي. پیشین 112 6- رمضاني، روح الله چاچوبي تحليلي براي بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نشر ني 1386 تهران دفتر مطالعات سياسي و بين الملل 7-صفري، مهدي- ساختار و تحولات سياسي در فدراسيون روسيه و روابط با جمهوري اسلامي ايران 1383
8-ازغندي، عليرضا روابط خارجي ايران( 57-1320)ص 240 نشر قومس 9-پيشين، ص 265 10-امير احمدي، هوشنگ ايران پس از انقلاب. مركز باز شناسي اسلام وايران ناشر نامعلوم 1380 برينتون، كرين كالبد شكافي چهار انقلاب ترجمه احمدثلاثي نشر نی ص95 11- 12-ازغندي، عليرضا سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نشر قومس 1385. ص89 13-كولايي،الهه و... "نه شرقي نه غربي " بررسي روابط ايران با اتحاد شوروي و ايالات متحده امريكا. نشر ميزان 14-پيشين، ص 89 15-مصفا، نسرين . نگاهي به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران. تهران دفتر مطالعات سياسي و بين الملل 16-كولايي، الهه سياست و حكومت در فدراسيون روسيه نشر میزان . 1385 17-ملجين، لئويند، زندگي يك دولتمرد، انتشارات وزارت امور خارجه 1379
[ سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ] [ 14:57 ] [ آرمان ]
[ ]
اگر یک بار دیگر آزادی دست دهد، [ دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 ] [ 21:37 ] [ آرمان ]
[ ]
دستخط امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه قربانت شوم [ یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 ] [ 12:29 ] [ آرمان ]
[ ]
من دلتنگم
دلهره دارم نامم را روی پل فراموشی جا بگذاری گوشه ی لپت گاز بگیری هوشم را تا هجای بلندم هاشور بخورد خارج از مختصات بودنم تو کسی را گم کرده ای در فال قهوه چشمانت در فصلی که هیچکس بارانی نپوشید در نم نم اندوهی که بغضم را دود می کرد تو مرا گم کرده ای درست در سی و چند سالگیم مرا به یاد بیاور کمی مانده تا ساعت ۲۵ در ضرباهنگ آخرین لحظه های دیگر نمی خواهم ببینمت برگرفته از مجموعه شعر سحوری -
[ یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 ] [ 9:37 ] [ آرمان ]
[ ]
شعری از دوست شاعرم یدالله گودرزی تقدیم به شما عاشقان: سلامی برتو ای زیبای خوبم تو ای عشق بزرگ بی غروبم تو قلب واقعیت را شکستی تواز افسانه و اسطوره هستی اگرچه گوییا قلبت ز سنگ است دل من از برایت تنگ تنگ است دراین آیینه ی دودی کجایی؟ بگو صبح به این زودی کجایی؟! اگر از دوری تو در عذابم کمی بگذار با یادت بخوابم مرا با اشکها جا می گذاری مرا تنهای تنها می گذاری! اگر سر می کنم با گریه وتب تورا کم دارم اینجا مثل هرشب...!
yadollah_goodarzi@yahoo.com [ یکشنبه نهم اسفند 1388 ] [ 17:52 ] [ آرمان ]
[ ]
عشق است آن دو پنجره ی روبروی هم عشق است آن دو حنجره ی روبروی هم عشق آینه ست. آينه ای در مقابلت* آن را بگير سمت ترک خورده ی دلت عشق آن نخ است که چون بادبادکی برده دل تورا به فضاهای کودکی.... عشق است آن صدای رها گشته از ازل عشق است آن طنين فرو خفته در غزل! اين عاشقانه طعم گس عشق می دهد طعم خوش وملس عشق می دهد از آن شميم شير و عسل در تراوش است چون مزه ی ترنج و انار است, ميخوش است در تنگ سرخ عشق , دوماهی شناور است از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است * عشق است آن دو پنجره روبروی هم...! [ یکشنبه نهم اسفند 1388 ] [ 17:49 ] [ آرمان ]
[ ]
موجیم و وصل ما، از خود بریدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم پر میکشیم و بال، بر پردهی خیال ما هیچ نیستیم، جز سایهای ز خویش گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را
[ یکشنبه دوم اسفند 1388 ] [ 12:58 ] [ آرمان ]
[ ]
تر کیه بازیگر جدید است که با چالش های مختلفی در درون جامعه خود مواجح است ،که چالش بین انتخاب دمکراسی وسکولاریسم (تفکر آتا تورک)وسنت گرایی ومحافظه کاری وخلافت نئو عثمان گرایی گرفتارند،و سیاست خارجی ترکیه ممکن است دچار مشکل شود.
در ارتباط با ایران باید از تمامی ابزارهایی که دارد به خوبی استفاده ،در غیر این صورت فرصت های و موقعیتهای استراتژیک خود را در عرصه منطقه ای وبین المللی از دست داده وتاریخ مصرف بهینه آنها تمام می شود . زیرا تمام ابزارها قدرت ایران همگی بطور (بالقوه) هستند ،برای اینکه منجر به نتیجه شوند باید تبدیل به نقش شوند وتثبیت نقش ها یعنی هدایت بازی (برد-برد) وهمکار در سطح بین المللی ؛اگربازی ایران در سطح منطقه با توجه به مسئله هسته ای از موضع یکقدرت فرا منطقع ای به آن پرداخته شود در بسیاری از مسائل استراتژیک منطقه به مذاکره بگذارد وبا ستفاده از تئوری جدید توازن امنیت ،بتواند مسئله بحرانهای منطقه ای را به صورت امنیت کل واحد های خاورمیانه محسوب شود می توان از طریق مشارکت ترکیه ،از نفوذ قدرتهای فرا منطقه ای جلوگیری نماد و امنیت وبحران های خاورمیانه توسط خود کشورهای منطقه حل شود.واز این طریق بتواند بازی ونقش ترکیه کنترل نماید. با توجه به عوامل واگرایی وهمگرایی که در روابط بین دو کشور ایران وترکیه وجود دارد ،اما آنچه ایفای نقش میانجیگری ترکیه به نفع ایران نیست ،ترکیه ادعای قدرت جهانی داردودر حقیقت رقیب ایران است وایران می تواند بازیگر جهانی باشد. میان آمریکا ترکیه سعی دارد از این بازی پلی باشد برای ورود به ناتو ،زیرا این بازی استراتژیک می خواهد به غرب نشان دهد می تواند پل ارتباطی بین جهان اسلام وغرب باشد. [ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 17:29 ] [ آرمان ]
[ ]
سئوال تحلیلی
آیا ایران وترکیه می توانند به عنوان دو بازیگر مهم منطقه ای و بین المللی با هم همکاری استراتژیک داشته باشند؟ اگه میتوانند تا چه جایی می توانند نقش همدیگر درک کنند؟ به اعتقاد من نقش وبازیگری ایران وترکیه هم میتواند مکمل باشد وبه تثبیت نقش های این دوکشور در عرصه منطقه ای وبین المللی کمک کند . وهم می تواند توازن برقرار شده بین ایران وترکیه را به نفع ترکها برهم بزند وباعث افزایش نقش ونفوذ خود در خاورمیانه وبین الملل شود. که در مسئله هشته ای ایران به عنوان کلید موثر در ایفای نقشها بین دو کشور را می توان نام برد.اگر ترکیه به عنوان میانجیگر ایران وغرب پذیرفته شود،ترکیه توازن را به نفع خود تغییر خواهد داد وبه عنوان یک بازیگر مهم در منطقه شناخته و از نقش فعال ووتاثیر گذار ایران در منطقه ، کاسته می شود. شرایط نوین منطقه خاورمیانه باعث تغییر در موقعیتها ونقش ها وجهت گیریهای استراتژیک منطقه ای وبین المللی گردیده است.که از جمله باعث پیدایش چهار قدرت منطقه خاور میانه ایران،ترکیه،عربستان،اسرائیل شده است.که در این میان نفش ایران وترکیه رو به افزایش است وعربستان واسرائیل کاهش یافته است.که در مورد ایران دو دلیل بود؛"نخست ،موقعیت ژئوپلتیک آن ودسترسی همزمان به تمامی نقاط بحران در خاورمیانه که در مبارزه با تروریسم القاعده بسیار مهم است.دوم در مورد تقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت وسیاست خاورمیانه که ایران نیز مرکز آن منطقه قرار دارد..ترکیه با کاهش نقش اسرائیل (شکست در جنگ غزه) کاهش یافته ،ترکیه از خلاء موجود دو کشور (عربستان ،اسرائیل)سعی دارد خود رایک بازیگر مهم منطقه ای وبه خصوص در مسائل جهان عرب جلوه دهد .البته بازی ترکیه به گونه ای است که نشان دهد می تواند با اسرائیل کنار بیاید وبگوید من تنها بازیگری در منطقه هستم که می توانم با همه طرف های درگیر صحبت کنم ،یعنی ما بر خلاف ایران می توانیم با اسرائیل صحبت کنیم". البته نوع بازی ویا کارت استفاده از ایزار های سیاست خارجی ترکیه متنوع است واین امر باعث شده ،سیاست خارجی ترکیه از یک موضوع به یک موضوع دیگه شیفت پیدا کند . مثلا در یک برهه زمانی با اسرائیل پیمانهای امنیتی ،نظامی ،سیاسی امضاء می کنند ولی در یک سال گذشته دولت ترکیه درباارهمناسباتش با رژیم صهیونیستی به ویژه ترک نشست داووس از سوی اردغان به سبب اعتراض به سخنان رئیس جمهور صهیونیستی وبه دنبال آن لغو مانور مشترک نظامی ترکیه با اسرئیل در ماهای گذشته سبب شده تا مناسبات آنکار با کشورهای اسلامی ،به ویژه ایران وضعییت جدیدی به خود گیرد.
عوامل همگرایی بین دو کشور (ایران ،ترکیه) با توجه به موقعیت ژئوپلتیک وژئو استراتژیک منطقه خاورمیانه ،همواره چالش های وبحران ها یکی از ویژگی های جدایی ناپذیر آن بوده است که عمدتاّ نتیجه ولازمه حضور قدرتهای فرامنطقه ای می باشد . راهکارهای متعددی از قبیل ایجاد محورهای و کانونهای توازن منطقه ای تا بهرهگیری از نیروهای فرامنطقه ای وایجاد پایگاه های دائمی برای این قدرتها ،برای حل مشکلات منطقه پیشنهاد شده است که نه تنها موفق نبوده اند ،بلکه موجب پیچیدگی اوضاع نیز شده اند. در این زمینه ایران وتر کیه می توانند در جهت برقرای صلح ورفع بحرانها ،و عدم دخالت نیروهای منطقه ای ومشارکت راهبردی منطقه ای در جهت تامین منافع هر دوکشور گامهای در جهت همگرایی بیشتر با تکیه بر عومل زیر برداشت. - ایران دومین تامین کننده نفت وگاز ترکیه است. - ترکیه می تواند دروازه ء مناسبی برای ورود ایران به بازار غرب به ویژه در حوزه انرژی است -هر دو کشور دارای موقعیت ژئوپلتیکی در منطقه هستند. - طرح تشکیل اتحادیه آسیای جنوب غربی (در سفر محسن رضایی به آنکار در دیدار با عبدالله گل مطرح شد). -اتخاذ سیاست پراگماتیک وواقع گریانه از ایران. -اتخاذ سیاست تنش زدایی ترکیه با کشورهای همسایه. - عنصر دین اسلام که مهمترین عامل وحدت بخش کشورهای خاورمیانه است . عوامل موءثر در واگرایی بین ایران وترکیه -نفوذ قدرتهای جهانی و منطقه ای : پس از جنگ سرد آمریکا در صدد بر آمد در میان کشورهای منطقه برای خود متحدین ایجاد واز این طریق بتواندنفوذ استراتژیک خودرا در منطقه تقویت نماید وبا دولت های ضد غرب مقابله نماید. - تاکید بر نظام سکولار : ترکیه دارای حکومت لائیک است وجذاب ترینویژگی برای غرب ؛سکولاریسم حاکم بر این کشور است که حتی با وجود به قدرت رسیدن حزب اسلام گرای عدالت وتوسعه به رهبری اردوغان ،ترکیه به ارزش های سکولار ولائیک وفادار می باشد و ارتش ترکیه نقش مهمی در پاسداری از ارزشهای سکولار ترکیه ایفا می نماید". - اقلیت های قومی: در خصوص ژئوپلتیک ترک چند موضوع مهم بین دو کشور ایران وترکیه مشترک می باشد که استفاده ابزاری از آن میتوند موجب تنش را فراهم کند .نخست ((پان ترکیسم)) که این گروه معتقدند که همه مردم ترک زبان می بایست دور هم جمع شه ویککشور بزرگ را تشکیل دهند وزیر یک پرچم گرد آیند. دوم کردها موضوع دیگری می باشد که می تواند بر روابط ایران وترکیه تا ثیر زیادی داشته باشدبا وجود همکاریهای دو کشور در سرکوب گروهای تجزیه طلب ،مقامات دو کشور بارها یکدیگر به دخالت در امور داخلی متهم کرده اند.
نقد این سئوال اما به اعتقاد من ،با توجه به پتانسیل های موجود بین ایران وترکیه که هم می تواند در جهت همگرایی بین دو کشور وهم درجهت واگرایی باشد به یک مسئله مهمی که می تواند توازن بین دو کشور را بر هم بزند ونقش ترکیه را نسبت به ایران پر رنگتر کند در بعد منطقه ای وبین المللی می توان مسئله هسته ایران اشاره کرد،ایران نباید با بازی دادن به ترکیه باعث تضعیف نقش ایران وتثبیت نقش ترکیه در منطقه می شود. به نظر من آنچه را ترغیب به این بازی می کند این است تا به غرب واتحادیه اروپا بفهماند ترکها از صاحب قدرت ونفوذ زیادی در منطقه برخوردار هستند تا زمینه را برای ورود به اتحادیه اروپا سریع تر فراهم باشد زیر یکی از اهاف بزرگی که در سیاست خارجی ترکیه دنبال می شود ورود به اتحادیه اروپا است. عدهای معتقد بودند که سفر نخست وزیر ترکیه به ایران طی ماهها اخیر با هدف میانجیگری میان ایران و امریکا انجام شده بود اما ترکها اهداف خاص خود را دارند و بر اساس تفکر آقای احمد اوغلو ( وزیر خارجه ترکیه) بدنبال روابط متوازن میان جهان اسلام و غرب هستند این نکته را باید توجه داشت در حوزه های استراتژیک همکاری داشته باشند اما در حوزه استراتژیک مهمی چون هسته ای که در حقیقت خط قرمز استراتژیک ایران است نباید کشور سومی مثل ترکیه وارد بازی کند چون بر خلاف منافع ملی ایران خواهد بود.ترکیه با ایفای این نفش می تواند ارزش واهمیت خود رادر اتحادیه اروپا بالا ببرد،با استناد به این اصول اول:باهیچ کشوری در منطقه مشکلی نداریم،دوم ما می تواننیم با همه کشورهای منطقه صحبت کنیم ،سوم دارای قدرت نرم در خاورمیانه هستیم. تركيه با اتخاذ مواضع بيطرفانه و نوع سومي همواره سعي كرده در قامت يك ميانجي در مناقشات و تنشهاي منطقهاي ظاهر شود تا از اين طريق به زعم طراحان استراتژي سياست خارجي آنكارا بهعنوان يك قدرت منطقهاي تاثيرگذاري خود را به بازيگران فعال منطقهاي و فرامنطقهاي معرفي كند. توجيه آنكارا در اتخاذ اين راهبرد اين است كه از اين راه خواهند توانست وزن سياسي تركيه را بالا برده و مخالفان سنتي تركيه را كه باعث شدهاند آنكارا بيش از يك دهه در پشت ديوار ستبر الحاق به يورو به انتظار بنشيند را مجاب كنند كه داراي نقشي بااهميت و پيش برنده در بحرانهاي منطقهاي هستند.
نتیجه: با توجه به عوامل واگرایی وهمگرایی که در روابط بین دو کشور ایران وترکیه وجود دارد ،اما آنچه ایفای نقش میانجیگری ترکیه به نفع ایران نیست ،ترکیه ادعای قدرت جهانی داردودر حقیقت رقیب ایران است وایران می تواند بازیگر جهانی باشد. میان آمریکا ترکیه سعی دارد از این بازی پلی باشد برای ورود به ناتو ،زیرااز این بازی استراتژیک می خواهد به غرب نشان دهد می تواند پل ارتباطی بین جهان اسلام وغرب باشد.
تر کیه بازیگر جدید است که با چالش های مختلفی در درون جامعه خود مواجح است ،که چالش بین انتخاب دمکراسی وسکولاریسم (تفکر آتا تورک)وسنت گرایی ومحافظه کاری وخلافت نئو عثمان گرایی گرفتارند،و سیاست خارجی ترکیه ممکن است دچار مشکل شود. در ارتباط با ایران باید از تمامی ابزارهایی که دارد به خوبی استفاده ،در غیر این صورت فرصت های و موقعیتهای استراتژیک خود را در عرصه منطقه ای وبین المللی از دست داده وتاریخ مصرف بهینه آنها تمام می شود . زیرا تمام ابزارها قدرت ایران همگی بطور (بالقوه) هستند ،برای اینکه منجر به نتیجه شوند باید تبدیل به نقش ،وتثبیت نقش ها یعنی هدایت بازی (برد-برد)وهمکار در سطح بین المللی ؛اگربازی ایران در سطح منطقه با توجه به مسئله هسته ای از موضع یک قدرت فرا منطقه ای به آن پرداخته شود در بسیاری از مسائل استراتژیک منطقه به مذاکره بگذارد وبا ستفاده از تئوری جدید توازن امنیت ،بتواند مسئله بحرانهای منطقه ای را به صورت امنیت کل واحد های خاورمیانه تبدیل نماید،در این صورت می توان از طریق مشارکت ترکیه ،از نفوذ قدرتهای فرا منطقه ای جلوگیری نماید و امنیت وبحران های خاورمیانه توسط خود کشورهای منطقه حل شود.واز این طریق بتواند بازی ونقش ترکیه کنترل نماید. میانجیگری ترکیه ، منجر به تقویت جایگاه این کشور در منطقه می شود و از آنجا که ترکیه رقیب منطقه ای ایران است ، دادن چنین فرصتی به آن ، نمی تواند در دراز مدت نفع کشورمان باشد؛ هیچ کس رقیبش را تقویت نمی کند. [ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 ] [ 17:26 ] [ آرمان ]
[ ]
رؤياي روزانه آنچنان خستهام كه وقتي تشنهام با چشمهاي بسته فنجان را كج ميكنم و آب مينوشم آخر اگر كه چشم بگشايم فنجاني آنجا نيست خستهتر از آنام كه راه بيفتم تا برايِ خود چاي آماده سازم (كنم) آنچنان بيدارم كه ميبوسمت و نوازشت ميكنم و سخنانت را ميشنوم و پسِ هر جرعه با تو سخن ميگويم و بيدارتر از آنَم كه چشم بگشايم و بخواهم تو را ببينم و ببينم كه تو نيستي در كنارم اریش فرید [ دوشنبه دوم دی 1387 ] [ 13:5 ] [ آرمان ]
[ ]
كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند گاهي از غم مي شود ويران دلم اي كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند [ دوشنبه هجدهم آذر 1387 ] [ 10:56 ] [ آرمان ]
[ ]
نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز است تو از بلندی ایوان به باغ می نگری درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند تمام گنجشکان که درنبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند ترا به نام صدا می کنند هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج کنار باغچه زیر درخت ها لب حوض درون آینه ی پاک آب می نگرند تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر نگاه تو درترانه من تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روی لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم همزدنی میان آن همه صورت ترا شناخته ام به خواب می ماند تنها به خواب می ماند چراغ ، آینه، دیوار بی تو غمگینند تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو می گویم تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار جواب می شنوم تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو به روی هرچه در این خانه ست غبار سربی اندوه بال گسترده است تو نیستی که ببینی دل رمیده من بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است غروب های غریب در این رواق نیاز پرنده ساکت و غمگین ستاره بیمار است دو چشم خسته من در این امید عبث دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است فریدون مشیری تو نیستی که ببینی [ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 9:0 ] [ آرمان ]
[ ]
نشسته ام ماه ، روی دستم نماز می خوانَد پُشت سیل ِ سلیطه می ریزد کاشی صدا وَ در که مسجد را با چادرهای پاره پشت ِ هوا می بَرَد عکس های تاریخی پُشت ، هوا هوا هوا نشسته ام ماه ، روی دستم نماز می خوانَد [ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 8:56 ] [ آرمان ]
[ ]
پس از چندین فراموشی و خاموشی [ سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ] [ 8:51 ] [ آرمان ]
[ ]
[ شنبه نهم آذر 1387 ] [ 11:23 ] [ آرمان ]
[ ]
[ شنبه نهم آذر 1387 ] [ 11:22 ] [ آرمان ]
[ ]
[ شنبه نهم آذر 1387 ] [ 11:18 ] [ آرمان ]
[ ]
وقتی تو نیستی نه هست های ما
نه بایدها... مثل همیشه آخر حرفم وحرف آخرم را عمری است لبخندهای لاغر خود را دردل ذخیره می کنم: باشد برای روز مبادا! اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درستمثل همین روزهای ماست اما کسی چه می داند؟ شاید امروزنیز روزمبادا باشد! وقتی تونیستی نه هست های ما چوانکه بایدند نه بایدها... هرروز بی تو روز مباداست [ دوشنبه چهارم آذر 1387 ] [ 13:34 ] [ آرمان ]
[ ]
آن مبارز سالهاي بلا، آن صادق با صدق و صفا، آن شيخ الشيوخ الرئسا و الجمهور، آن منبع پرنور، آن سلطان طريقت سكوت، آن قطب جوانان محمود، آن منبع اسرار، آن ملجأ احرار، آن پخته دوران دفاع، آن سوخته بي دفاع، آن به مجلس نيامده تصانيف او كرده، آن به نهاد جمهور آمده مأنوس غرفه محمود گشته، آن به زبان شيرين تركي تسلط يافته، آن منظم و معطر خيابان پاستور، ابوصادق المحصولي (كثرالله امثاله). از كبار مشايخ بود ولي بي كبر و لطفي و مهري عظيم داشت ولي بغايت جدي؛ اهل بذله گويي بودي و از مجاهده با نفس غافل نبودي، بر مكنت سوار بودي ولي در رقيت دام دنيا نبودي و مصداق "كن وفي الدنيا احرارأ" بودي. نقل است كه جعفر نامي از عبادا... المخلصين و از صحابه معظم شيخ او را گفت: كه اي شيخ الطايفه چرا در جرگه امام الشاغلين و الفعالين ابومحمود احمدي درآمدي كه شيخ را را پاسخ آمد كه ابومحمود را برگزيديم كه رفيع القدر است در اخلاص و از برابر باب خواجگان دنيا تاكنون گذر نكرده است و هيچ شب او را از خوف خدا غنوده نيافتم. جعفر گويد تا اين بگفت مرمريدان را حالي خوش حاصل آمد و نعره ها زدندي و من نيز هم. جعفر گويد كه گفتم يا شيخ، پندي گوي كه اگر روزگاري در صدارت و وزارت كشوري مقام يافتم، حيلت شيطاني و زينت دنياوي مرا مستغرق خويش نسازد. گفت خدايانت را بميران آن چنان كه حضرت رحمان گويد أفرأيت من اتّخذ الهه هواه. شيخ اين را بگفت و به ناگه مرمريدي از ميان رندان شيخ صيحه اي زد و جان به جان آفرين تسليم نمود. شيخ محصولي نا گه مرا گفت جعفر جان بس است، تلفات دارد زياد مي شود!!! [ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ] [ 9:11 ] [ آرمان ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |